الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

109

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) قمى مىنويسد : مردى از مدينه به قريشيان برخورد كرد و آنها از او پرسيدند : چه خبر ؟ او گفت : محمد و اصحابش را ديدم كه به حمراء الأسد آمده‌اند و به شدت به دنبال شمايند . « 1 » ( 2 ) در خبر طبرسى از كتاب أبان بجبلى كوفى آمده است كه : ابو سفيان به معبد خزاعى برخورد كرد و از او پرسيد : چه خبر از مدينه ، اى معبد ؟ گفت : به خدا قسم كه محمد و اصحاب او را در حالى ترك كردم كه از دست شما آتش گرفته بودند و على بن ابى طالب پيشاپيش عده‌اى از مردم در حركت است و به دنبال شما مىگردد و كسانى كه از دستورهاى وى سرپيچى كرده بودند ، حال به گردش جمع شده‌اند و همين باعث شد كه در اين مورد شعرى بگويم . ابو سفيان گفت : چه سرودى ؟ جواب داد : سروده‌ام كه : كادت تهدّ من الأصوات راحتى * اذا سالت الارض بالجرد الابابيل تردى باسد كرام لا تنابلة * عند اللقاء ، و لا خرق معاذيل فظلت عدوا اظنّ الارض مائلة * لمّا سموا برئيس غير مخذول و قلت : ويل ابن حرب م لقائكم * اذا تغطمطت الطحاء بالجيل إنى نذير لأهل البسل ضاحية * يكلّ ذى إربة منهم و معقول من جيش أحمد لا و خش تنابلة * و ليس يوصف ما أثبتّ بالقيل « 2 »

--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 125 . ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 184 و وى دو بيت از شعر وى را نقل كرده است و ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 108 خبر معبد خزاعى را در اينجا روايت مىكند و ذكر او و عبور وى از كنار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان در بدر صفراء ( الموعد ) را نيز تكرار و دو بيت ديگر از شعرى ديگر را نقل كرده است . ( ج 3 ، ص 221 ) و همچنين واقدى در مغازى ، ج 1 ، ص 339 و 389 اين را نقل مىكند و در اين صورت آيا نقش مشابه وى تكرار گرديده است ؟ ! ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 108 از عبد اللّه بن ابى بكر نقل مىكند كه : ابو سفيان و عدّه‌اى از همراهانش كه در الرّوحاء اطراق كرده بودند ، گفتند : بزرگان و شجاعان مسلمانان را به قتل رسانديم و با اين حال ، قبل از آن كه آنها را ريشه‌كن كنيم داريم برمىگرديم ! در حالى كه بايد بر آنها حمله كنيم و بقيه را هم به قتل رسانده و از شرّ آنها راحت شويم و با اتفاق آراء تصميم گرفتند كه به سوى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش برگردند . ابن اسحاق مىگويد : روز احد در شنبه ، نيمهء شوال واقع شد و فرداى روز احد ، شانزدهم شوّال بود و در همين روز مؤذّن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اعلام كرد كه براى تعقيب دشمن اجتماع كنند و كسانى كه ديروز با ما همراهى نكرده‌اند ، حاضر نشوند ! پس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حركت كرد تا به حمراء الاسد كه در هشت مايلى ( - 14 كيلومترى تقريبا ) مدينه واقع است رسيد و روزهاى دوشنبه ، سه‌شنبه و چهارشنبه را در آنجا اقامت كرد . معبد بن ابى معبد خزاعى كه مشرك بود از آنجا مىگذشت كه به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى محمد ، به خدا قسم كه مصيبت واردهء بر تو ، براى ما نيز سخت است و دوست داشتيم كه خدا تو را در ميان آنها سالم نگه دارد . وى حمراء الاسد را ترك كرد و به ابو سفيان و يارانش در الروحاء رسيد ، وقتى كه ابو سفيان را ديد گفت : محمد به